زندگي مسالمتآميز با كودك بازيگوش «آيفون را كه برداشتم، فكر كردم راديو است.» اينرا يكي از بچهها ميگويد كه در را براي نيما رييسي باز كرده. بچههاي تحريريه دم در ميروند و با خنده از نيما استقبال ميكنند. «چه بوي مجلهاي ميآيد»؛ اينرا نيما در...
با كولهپشتي تا كافههاي پاريس ضبط كه خاموش شد، شبنم فرشادجو سرش را بالا آورد و نفس راحتي كشيد. گفتم: «ببخشيد، باعث اذيتت شد». يك ساعت تمام با هم حرف زديم. او از دغدغههاي كارياش گفت؛ از اينكه ده سال كار كردن و دنبال عشق تئاتر بودن...
از سرزمينهاي شمالي دختر كوچك تاجيك هيچ وقت فكر نميكرد كه قرار است در يك پروژه بزرگ سريالي و سينمايي با بزرگترين بازيگران سرزمين ديگر كه مثل خود او پارسي صحبت ميكنند همبازي باشد. در كشور خودش نشسته بود، در تلويزيون اخبار ميگفت، به...
بازي خانوادگي مهرهها زن و شوهر هر دو شطرنجبازند. احسان قائممقامي ميخواسته فوتباليست شود كه در 9 سالگي مسير زندگياش تغيير كرده و به جاي آن كه مهرهاي در مستطيل سبز باشد، حالا تبديل به يك مهرهباز شده، كسي كه با مهرهها زندگي ميكند...